على بن حسين واعظ كاشفى
375
رشحات عين الحيات ( فارسي )
شيخ خاوند طهور « 1 » بودند ، پرسيده شده كه از نقل حضرت شيخ « 2 » چند سال گذشته است ، فرمودند كه مدت شصت و پنج سال است كه خواجه داود نقل فرمودهاند و ايشان « 3 » در نقل حضرت شيخ هفتساله بودهاند و مدت عمر خواجه داود هفتاد و پنج سال بوده چنانچه در اين سال سنه « 4 » ثمان و ثمانين و ثمانمائه صد و بيست « 5 » و هفت سال بوده باشد . بابا آبريز « 6 » رحمه اللّه تعالى : از كبار حضرت شيخ عمر باغستانى است و صاحب جذبه عظيم بوده از وى پرسيدهاند كه شما را « 7 » آبريز جرا مىگويند فرموده است كه چون حق « 8 » سبحانه روز ازل گل آدم « 9 » مىسرشت من آب بر آن گل مىريختم از آن روز باز ، مرا آبريز لقب كردند ، وى در مبادى جذبات و غلبات آن گاهى كه بر سر راهى مىنشسته است و « 10 » همچون اطفال ازنى و بوريا و خاشاك تير و كمانى مىساخته و تيرى از آن به طرف « 11 » هركه مىانداخته فى الحال مىافتاده است « 12 » و جان مىداد ، گويند وى را گاوى بوده كه گاهى چيزى بر وى بار مىكرده و برسم معامله پيش شيخ عمر باغستانى « 13 » تنها روان مىكرده و ميان ايشان چندين فرسنگ مسافت بوده و هركه در آن راه گرد آن گاو مىگشته فى الفور « 14 » وى را درد شكم عظيم عارض مىشده « 15 » كسى را مجال تصرف « 16 » نبوده آن گاو تنها مىرفته و « 17 » مىآمده بىآنكه كسى وى را براند . « 18 »
--> ( 1 ) - مج : طور رفته بودند ( 2 ) - بر : حضرت خواجه ، مج : حضرت شيخ چند شده است ( 3 ) - بر : و خواجه داود در ( 4 ) - بر : درين سال ثمان و ( 5 ) - بر : صد و چهل و هفت سال ( 6 ) - مى ، مج : باباى آبريز ( 7 ) - بر : رابابا آبريز ( 8 ) - مج : حق تعالى ( 9 ) - مج : گل آدمى ( 10 ) - مى ، چپ : ( و ) ندارد ( 11 ) - مى : از آن طرف هركه ( 12 ) - بر : مىافتاده و مىمرده است گويند ( 13 ) - بر : باغستانى مىفرستاده و تنها روان ( 14 ) - مج ، چپ فى الحال وى را ( 15 ) - مى : و كسى را ( 16 ) - تصرف او نبوده ( 17 ) - مى : تنها مىرفت و مىآمده - بر : تنها مىآمده و مىرفته ( 18 ) - بر : راند .